السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

211

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

ابن خلدون اين احاديث را نقادانه پىگيرى كرده و تك‌تك آنها را ضعيف شمرده است . « 1 » نيز از همين قرار است . حقيقت تضعيف‌هاى ابن خلدون شكى نيست كه ابن خلدون برخى از احاديث المهدى را صحيح مىداند ، چنان كه برخى ديگر را ضعيف مىشمارد و اين مطلب بر پايه‌ى اجتهاد و استنباط ما استوار نيست ، بلكه وى در كتابش تاريخ ابن خلدون بدين مهم تصريح كرده كه در ادامه ، متن عبارات او را نقل خواهيم كرد . به نظر مىرسد استاد احمد امين تصريح ابن خلدون به صحّت برخى از اين احاديث را ملاحظه نكرده و تنها تضعيفات وى را ديده و فقط از آن‌ها ياد كرده است و بقيه‌ى اشخاصى كه نام برديم ، با اتكا به سخن احمد امين و در قالب عبارت‌پردازىهاى جديد و بدون مراجعه به تاريخ ابن خلدون همان مطلب را تكرار كرده‌اند و همان اشتباه را مرتكب شده‌اند . نكته‌ى ديگر اين‌كه : چنان كه فرض كنيم ابن خلدون هيچ يك از احاديث المهدى را صحيح و معتبر نمىداند ، آيا تصريح علماى درايه به صحّت و تواتر اين احاديث كافى نيست ؟ به‌ويژه آن كه تخصّص ابن خلدون تاريخ و جامعه‌شناسى 7 است ، نه علم حديث ؛ افزون بر اين مگر شمار احاديثى كه ابن خلدون ضعيف شمرده است ، چقدر است كه عمل وى چنين بزرگ‌نمايى مىشود ؟ او تنها نوزده حديث از مجموع بيست و سه حديث از اين باب را تضعيف كرده و اين ، تمامى رواياتى است كه وى بررسى و نقد كرده است و صرفا از هفت نفر نام برده كه احاديث المهدى را روايت كرده‌اند ؛ يعنى ترمذى ، ابو داود ، بزّار ، ابن ماجة ، حاكم ، طبرانى و ابو يعلى موصلى . « 2 » بدين ترتيب سخنان 48 تن از علماى راوى « احاديث المهدى » را از مدار محاسبه خارج كرده است كه نخستين‌شان ابن سعد صاحب الطبقات ( م 230 هجرى ) و آخرين‌شان نور الدين هيثمى ( م 807 هجرى ) است ، همان‌گونه كه از ميان صحابه‌ى رسول خدا كه احاديث المهدى بدانان استناد داده مىشود ، فقط از 14 نفر ياد مىكند « 3 » و 39 تن ديگر را فرو مىگذارد كه در فصل اوّل كتاب اسامى آنان را نقل كرديم .

--> ( 1 ) . تراثنا و موازين النقد / على حسين سائح ليبى / ص 185 ؛ مقاله‌اى است كه در شماره‌ى دهم مجله دانشكده « الدعوة الاسلامية » در ليبى به سال 1993 چاپ شده است . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون / ج 1 / فصل 52 / ص 555 . ( 3 ) . پيشين / ص 556 .